زندگی....
خدایا دوست دارم.... 



غم میون دوتا چشمون قشنگت، لونه كرده

شب رو موهای سیاهت، خونه كرده

دوتا چشمون سیاهت، مث شبهای منه

سیاهی های دو چشمت، مث غمهای منه

وقتی بغض از مژه هام پایین میاد، بارون میشه

سیل غم آبادیمْ، ویرونه كرده

وقتی با من می مونی، تنهاییمْ باد میبره

دو تا چشمام بارون شبونه كرده

بهار از دستای من پر زد و رفت

گل یخ توی دلم جوونه كرده

تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش میگیرم

ای شكوفه توی این زمونه كرده

چی بخونم؟ جوونیم رفته، صدام رفته دیگه

گل یخ توی دلم جوونه كرده

چی بخونم؟ جوونیم رفته، صدام رفته دیگه

گل یخ توی دلم جوونه كرده



آره اینم یه شعر برای عاشقا که یه وقت نگن ما فراموششون کردیم.....



برچسب ها: عشق، جوونی، کوروش یغمایی،
[ پنجشنبه 21 فروردین 1393 ] [ 17:33 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرتون چیه؟ ]

         

 

آن هایی كه از جای خود می جنبند، گاهی می بازند.

آن هایی كه نمی جنبند، همیشه می بازند.



[ سه شنبه 27 اسفند 1392 ] [ 13:14 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرات ]


 

4 . ساله كه بودم فكر می كردم پدرم هر كاری رو می تونه انجام بده .

5  .ساله كه بودم فكر می كردم پدرم خیلی چیزها رو می دونه .

 

6  .ساله كه بودم فكر می كردم پدرم از همة پدرها باهوشتر

 

. 8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چیز رو هم نمی دونه

 

. 10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چیز با حالا كاملاً فرق داشت.

 

12.ساله كه شدم گفتم ! خب طبیعیه ، پدر هیچی در این مورد نمی دونه .... دیگه پیرتر از اونه كه بچگی هاش یادش بیاد.

14 .ساله كه بودم گفتم : زیاد حرف های پدرمو تحویل نگیرم اون خیلی اُمله .

16 .ساله كه شدم دیدم خیلی نصیحت می كنه گفتم باز اون گوش مفتی گیر اُورده .

18 .ساله كه شدم . وای خدای من باز گیر داده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همین طور بیخودی به آدم گیر می ده عجب روزگاریه .

21 .ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأیوس كننده ای از رده خارجه

25 .ساله كه شدم دیدم كه باید ازش بپرسم ، زیرا پدر چیزهای كمی درباره این موضوع می دونه زیاد با این قضیه سروكار داشته .

30 .ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره این موضوع چیه هرچی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره كرده و خیلی تجربه داره .

40 .ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه كار بر میاد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .

 

45 .ساله كه شدم  ...   حاضر بودم همه چیز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چیز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو ندونستم ......   خیلی چیزها می شد ازش یاد گرفت !

 

حالا اگه اون هست و تو هم هستی یه خورده ......

 

هر جوری میخوای جمله رو تموم کن

 

 


[ سه شنبه 27 اسفند 1392 ] [ 13:08 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرات ]





 من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم.

 

به گزارش پایگاه خبری ندای پیشوا،از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟! ایشان در

جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی است که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم

، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب

نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم

. یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه

، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با

۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های

بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم

. آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود

. من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود

ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ،

ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته

بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ،

+به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .

گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟

 

معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

 

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است»

منبع:وبلاگ طلایه داران ظهور







برچسب ها: دختر زیبا، زیباترین دختر دنیا، علامه جعفری، دیدار علی (ع)،
[ سه شنبه 29 مرداد 1392 ] [ 09:42 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرات ]
[ پنجشنبه 13 تیر 1392 ] [ 22:36 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرات ]




برچسب ها: الگو..، عشق، شهید، زندگی، شهدا،
[ دوشنبه 10 تیر 1392 ] [ 23:03 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرات ]


 

خواهند اگر ببخشند از مجرمی گناهی

اول ورا نوازند با سوز و اشک و آهی

دریای عفو جوشد از اشگ دردمندی

اوراق جرم سوزد از آه صبحگاهی

اینجا گناه بخشند کوهی به کاه بخشند

بیچاره من که با خود ناورده پّر کاهی

ای وای اگر برای افشای هر گناهم

گردند روز محشر هر عضو من گواهی

هر چند روسیاهم با آنهمه گناهم

مشتاق یک نگاهم مولای من نگاهی

یارب چگونه سوزد آن کو در آستانت

رخسار خویش سوده بر خاک گاه گاهی

بار گناه سنگین ره منتهی به بن بست

در پیش رو ندارم جز باب تو به راهی

از من گنه بود زشت از تواست عفو، زیبا

ای عفو از تو زیبا العفو یا الهی

تن خسته پا شکسته درها تمام بسته

جز باب رحمت تو نبود مرا پناهی

عمری گناه کردم دل را سیاه کردم

من اشتباه کردم یارب چه اشتباهی

آلودگی دل را با اشگ تو به شویم

تا در دلم نماند آثاری از گناهی

با کثرت گناهم مپسند روسیاهم

کاورده ام علی را در عین روسیاهی

مهر علی است (میثم) مهر نجات عالم

بی حب او نباشد طاعات جز تباهی



برچسب ها: مهر، مهر علی،
[ سه شنبه 4 تیر 1392 ] [ 19:02 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرات ]
عمری گناه کردم دل را سیاه کردم
من اشتباه کردم من اشتباه کردم یا رب چه اشتباهی

دامن آلوده و روی سیاه آوردم
گرچه آهی در بساطم نیست آه آورده ام
...
هرکه هستم هرکه بودم بر کسی مربوطه نیست
بر امام مهربان خود رضا آورده ام . . . !

برچسب ها: امام، امام رضا،
[ سه شنبه 4 تیر 1392 ] [ 18:58 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرات ]








اهراً انگشتر امام موسی کاظم(ع) پس از شهادت به فرزند بزرگوار ایشان امام علی‌بن موسی الرضا(ع) می‌رسد؛ ‌انگشتری که بر نگین آن عبارت «حسبی الله» با نقشی از گل و هلالی بر بالای آن حک شده بود.

به گزارش جهان به نقل از فارس، در دست‌کردن انگشتری یکی از زینت‌های رایج است و در روایات اسلامی برای هر یک از انگشترهای نگین‌دار خواصی ذکر شده است. این موضوع در سیره ائمه معصومین علیهم السلام نیز دیده می‌شود که البته یکی از آموزه غیر مستقیم عقیدتی و سیاسی آن انفاس نورانی به شمار می‌رود، به عنوان نمونه در کتاب کافی (جلد 6 صفحه 474) آمده است: نقش نگین امام سجاد علیه‌السلام «خزی و شقی قاتل الحسین بن علی» (قاتل حسین بن علی ذلیل و شقی است) بوده است.

در کتاب‌های حدیثی، برای امام موسی کاظم(ع) که در سالروز شهادت آن امام بزرگوار قرار داریم، چند نقش نگین مختلف ذکر شده است. مرحوم علامه سید محسن امین در این باره می‌نویسد: شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار االرضا و نیز در کتاب روایت کرده است: نقش انگشتر ابوالحسن موسی‌بن جعفر(ع) عبارت قرآنی «حسبی الله» (بخش از آیه 129 سوره توبه به معنای «خدا مرا بس است») بوده است.

ظاهراً این انگشتر پس از شهادت امام موسی کاظم(ع) به فرزند بزرگوار ایشان امام علی‌بن موسی الرضا(ع) می‌رسد؛ ‌انگشتری که بر نگین آن عبارت «حسبی الله» با نقشی از گل و هلالی بر بالای آن حک شده بود. چنانچه حسین‌بن خالد نیز می‌گوید: حضرت رضا(ع) کف دست مبارکش را باز کرد و انگشتر پدر بزرگوارش در دستش بود و نقش‏ «حسبی الله»‏ را به من نمایاند. (صدوق‏، عیون أخبار الرضا، آقا نجفی اصفهانی، شیخ محمد تقی‏، ج ‏2، ص 294)


برچسب ها: انگشتر امام کاظم،
[ پنجشنبه 16 خرداد 1392 ] [ 20:13 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرات ]

 

در احکام انگشتر در دست کردن

). در حدیث معتبر از بشیر دهام منقول است که به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم کدامیک از نگین ها را بر انگشت خود بنشانم؟ فرمود که چرا غافلی از عقیق سرخ و عقیق زرد و عقیق سفید که اینها سه کوهند در بهشت .     

اما کوه عقیق سرخ پس مشرف است بر خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله اما کوه عقیق زرد پس مشرف است به خانه حضرت فاطمه سلام الله علیها ، اما کوه عقیق سفید پس مشرف است بر خانه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام ، و همه آنها یک خانه است و از زیر هر کوهی نهری جاری است از برف سردتر و از عسل شیرین تر و از شیر سفیدتر و نمی خورند از آن نهرها مگر مسلمانان و هر سه نهر از کوثر میاید و به یکجا میریزد و این سه کوه تسبیح و تقدیس و تمجید الهی می کنند .

 ۲). حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود که انگشتر عقیق در انگشت کنید که آن اول کوهی است که اقرار کرده است به یگانگی خدا و به پیغمبری من و به امامت علی .

 ۳). و از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام منقول است که نماز کسی که انگشتر عقیق در دست داشته باشد بر نماز کسی که انگشتر غیر عقیق در دست داشته باشد به چهل درجه زیادتی دارد

۴). از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که انگشتر را به بند پائین انگشت برسانید که انگشتر به سر انگشتان کردن عمل قوم لوط است .

 ۵). و نیز از آن حضرت منقول است که حضرت جبرئیل به حضرت رسول صلی الله علیه و آله گفت هر کس از امت تو که انگشتر در دست راست کند و ببینم او را که در قیامت متحیر مانده است دستش را بگیرم و به تو و به حضرت امیرالمؤمنین برسانم .

 ۶). در روایت معتبر منقول است که شخصی را از برابر حضرت امام محمد باقر علیه السلام گذرانیدند که تازیانه بسیار بر او زده بودند، فرمود انگشتر عقیق او کجاست؟ اگر با او بود تازیانه نمی خورد .

 ۷). امام صادق علیه السلام : انگشتر عقیق در دست کنید که مبارک است و صاحب آن عاقبتش به خیر و نیکی باشد .

 ۸). پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد حاجتش بر آورده می شود .

 ۹). امام صادق علیه السلام : انگشتر عقیق باعث ایمنی در سفر است .

 ۱۰). امام صادق علیه السلام : هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد پریشان نشود و عاقبت کارش ا لبته نیکو باشد .

 ۱۱). پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : انگشتر عقیق در دست کنید مادامی که آدم آن را با خود داشته باشد اندوهی به او نمی رسد .

 ۱۲). امام علی علیه السلام :  دو رکعت نماز با انگشتر عقیق بهتر است از هزار رکعت که با آن نباشد .  ۱۳). آقا علی بن موسی رضا علیه السلام : انگشتر یاقوت در دست کنید  که پریشانی را برطرف می کند .

 ۱۴). امام موسی کاظم علیه السلام : انگشتر زرد در دست کنید که موجب آسانی است و درآن هیچ دشواری نباشد .

 ۱۵). امام رضا علیه السلام : انگشتر ” زبر جد ” در دست داشتن فقر را به توانگری بدل میکند و هر که انگشتری یاقوت زرد در دست کند فقیر نشود .

 ۱۶). در حدیث معتبر از امام موسی علیه السلام سوال کردند که به چه علت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام انگشتر در دست راست می کردند؟ فرمود زیرا که آنحضرت پیشوای اصحاب یمین است که در قیامت نامه هایشان را به دست راست می دهند .

 ۱۷). حضرت رسول صلی الله علیه و آله انگشتر را دردست راست می کردند و این علامتی است برای شیعیان ما که به این علامت ایشان را می شناسند و به محافظت کردن در وقت نمازهای پنجگانه و به دادن زکات و به قسمت کردن مال خود با برادران مؤمن خود و امر به نیکی ها کردن و نهی از بدی ها کردن .  ۱۸).و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام منقول است که حضرت جبرئیل به حضرت رسول صلی الله علیه و آله گفت هر که انگشتر در دست راست کند و غرضش سنت و متابعت از تو باشد و ببینم او را که در قیامت متحیر مانده است دستش بگیرم و به تو حضرت امیرالمومنین برسانم .

 ۱۹). و از حضرت صادق منقول است که از سنت پیغمبران انگشتر در دست راست کردن است .   ۲۰). و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود هر که انگشتری در دست چپ داشته باشد که نام خدا در آن باشد در وقت استنجا بدرآورد و در دست دیگر کند .

 ۲۱).  و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلی الله علیه و آلة نهی فرمود از انگشتر در دست شهادت کردن و انگشت میانه .

 ۲۲). و از حضرت صادق منقول است که انگشتر را به بند پایین انگشت برسانید و در روایتی وارد شده است که انگشتر به سرانگشت کردن عمل قوم لوط است .

در بیان جنس انگشتر

۲۳). سنت است که انگشتر از نقره باشد انگشتر طلا دردست مردان حرام است و انگشتر آهن و برنج و فولاد برای  مردان وزنان مکروه می باشد در چندین حدیث معتبر منقول است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله به حضرت امیرالمؤمنین فرمود یا علی انگشتر طلا در دست مکن که آن زینت تو است در بهشت. (حلیة المتقین)

 ۲۴). طلا زینت اهل بهشت است وخداوند طلا را دردنیا زینت زنان قرار داده وبرمردان پوشیدن طلا ونماز خواندن باآن حرام است(وسائل الشیعه۲/۱۰۰).  (نکاتی علمی )

از دکتر احمد علی آقا رفیعی

لا تختموا بغیر الفضه فان رسول الله علیه و آله قال” جز انگشتر نقره بدست مکنید زیرا پیامبر فرمود خدا پاک نکند دستی که در آن انگشتر آهن باشد .     

 نقره صد ها بار بیش از سایر مواد ضد عفونی کننده موثر است و ۶۵۰ میکرب را از بین می برد. شاید خود شما که همیشه یک انگشتر نقره با نگین عقیق در دست دارید ,اطلاع نداشته باشید که چه خاصیت بزرگی در این فلز گرانبها هست وچگونه بدون اینکه خود بدانید مراقب سلامت شماست.اخیرا” دکتر هاری مارکراف استاد پزشکی دانشگاه سانت دویس پس از آزمایشهای متعدد اعلام کرد که نقره صدها بار بیش از سایر داروهای ضد عفونی و ضد میکرب , میکربها را از بین می برد در حالیکه  نقره به تنهایی می تواند ۶۵۰  میکرب را نابود کند بدون اینکه مانند دیگر ضد عفونیها عوارض بعدی بر جای گذارد.استاد دیگری بنام چالز فوکس دارویی از نقره تهیه کرده است به نام سولفادیازین نقره , که در معالجه سر ما خوردگی و جوش های پوستی و در  هفتاد در صد سوختگیهای جلدی مورد استفاده قرار می گیرد .      

همچنین شر کت های هواپیمایی انگلستان , سویس , آلمان , اسکاندیناوی, فرانسه ,کانادا , ایتالیا  , ژاپن  و… از آن در داخل هواپیما به عنوان یک میکرب کش قوی استفاده می کنند  . حتی در سویس برای ضد عفونی کردن آب آشامیدنی شهر از نقره استفاده می کنند. فضه ( نقره ) در تفریح و دلگشایی قلب , نزدیک به  یا قوت  است . برای بد بویی دهان و رفع رطوبتهای لزج و عفونت بلغم و مالیخولیا , دیوانگی , وسواس , سرفه , استسقا , طحال , سنگ مثانه و کلیه ها سودمند است .        

ضمادش تحلیل برنده ورمها و با جیوه کشته شده برای رفع بواسیر مفید است. نقره در  داروهای چشم جهت روشنایی و تقویت چشم سودمند است , مصلح ضرر نقره , کتیرا است .       

 گوگرد خام باعث سیاهی آن می شود اما مالیدن نمک رفع سیاهی آن کند فلز سیم با گوگرد در حرارت سولفور دارژان بوجود می آید ارنگ این واکنش شیمیایی به شرح زیر  است .اما پلاتین یا طلای سفید برای مردان چه حکمی دارد ؟    به فقهای معاصر رجوع و نظراتشان را می آوریم ( کتاب مسائل جدید از دیگاه علما ومراجع تقلید) مولف سید محسن محمودی . جلد ۲  پوشیدن طلای سفید و پلاتین جهت مردان چگونه است؟    حضرت آیة الله خامنه ای : اگر طلاست که براثر مخلوط کردن ماده ای رنگ آن سفید شده است حرام است ولی اگر پلاتین است یا عنصر طلا در آن به قدری کم است که عرفا به آن طلا نمی گویند مانع ندارد . حضرت آیة الله فاضل لنکرانی: ظاهرا پلاتین غیر ازطلای سفید است لذا پلاتین برای مردان حلال است اگر چه طلای سفید حرام است .   حضرت آیت الله  بهجت: اگر از جنس طلا نباشد مانع ندارد .  حضرت آیت الله مکارم شیرازی: زینت به طلای سفید برای مردان جایز نیست ولی پلاتین که فلز دیگری است اشکال ندارد .

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: اگر طلا باشد جایز نیست واگر فلز دیگری محسوب شود اشکال ندارد .

حضرت آیت الله تبریزی: پوشیدن طلا ولو سفید باشد برای مردان جایز نیست ولی پلاتین که فلز دیگر است مانعی ندارد .




برچسب ها: احکام انگشتر دست کردن، احکام، انگشتر،
[ سه شنبه 14 خرداد 1392 ] [ 18:28 ] [ محمد مهدی باقری تودشکی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 15 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

اینجا فقط یک وبلاگ ساده نیست... اینجا زندگی هستش... پاتوقی برای بچه هایی از پایتخت که احساس متفاوت بودن دارند... نه از نوع کمبود محبت!!!
بلکه حسی شبیه به یک عشق بزرگ برای آینده و زندگی...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو